X
تبلیغات
رایتل
جمعه 27 آذر‌ماه سال 1388

حسین بیشتر از اب تشنه لبیک بود" این روح حسین بود که تشنه جامهای لبیک بود وگرنه جسمش را از همان هنگام که حجه الوداعش را در عرفات ناتمام گذارد، پاره پاره و مثله شده دیده بود و میدانست که میمیرد.  

حسین تشنه اب نبود همچنانکه عباس نبود.  

جایی خواندم که مبارزان بزرگ انقدر می جنگند که دیگر بدنشان جایی برای زخم خوردن نداشته باشد. به یاد عباس افتادم و دیدم او بزرگترین مبارز است.  

عباس جنگید تا جایی که دیگر بدنش جایی برای زخم خوردن نداشت.  

عباس تشنه اب نبود، تشنه اعتقادش بود و شهادت و پرواز و لبیک حسین که وارث ادم بود.  

یک نگاه احساسی حرکتی دارد شتاب زده و زود میرا. اما یک نگاه ذهنی و متفکر متحرک است و محرک و حسین تشنه لبیک همین نگاه بود.  

حسین تشنه اب نبود، تشنه شناخت بود.  

می خواست بداند ایا کسی خارج از ادای کلمات فهمید عمق دعای عرفه را؟  

کسی فهمید چرا عرفات ناتمام ماند و به منا نرسید؟  

کسی فهمید چرا حسین نه در منا که در نینوا به قربانگاه رفت و ثار الله شد؟  

حسین تشنه اب نبود، تشنه لبیک بود و فهم و تفکر و معرفت ما از دین و اعتقادش که برایش جنگید و عقل ابی بودا را به عقل سرخ سهروردی پیوند زد و به خدایش هدیه کرد.  

حسین، رویش درخت عصیانی بود که از پستی این دنیای کوتاه تا ماورا سر برداشت... 

   

  

 

عاشق این عکسم ... یه جورایی اصلا تکراری نیست ... 

 

حالا اخرش یه جمله از شریعتی :

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی‌آبی معرفی کردند.