سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام 
فردا روز صمیمیته 
سعی کنیم توی این روز هممون بهترین رفتارمون رو داشته باشیم (البته با حفظ حریم اقایون و خانوم ها)
سلااااااااااااااااااااااااام
شرمنده
تو این هفته خیلی کم اومدم اخه سرم خیلی خیلی شلوغ شده و همه ی کارام با ها قاطی شده ... دیگه به بزرگی خودتون می بخشید دیگه
اینم یه یه مطلب در مورد نقش صنایع تو ایران
در گامهای پیشین از اهمیت کارکرد مهندسی صنایع در صنعت سخن راندیم ؛ گرچه تمامی آنچه در این باب گفته شد در صنعت کشور ما نیز صادق است اما علاوه بر آنها عواملی وجود دارند که نقشهای جدیدی برای مهندسی صنایع در ایران امروز موجب میشوند .
در کشور ما حیطه فعالیت و مسولیت بسیاری از مهندسین فراتر از چارچوب وظایفی است که به طور متداول در سایر کشورها برای آنان ترسیم گردیده ؛ مدیریت سطوح بالا و میانی بسیاری از کارخانجات و صنایع و همچنین بسیاری از سازمانهای بزرگ خدماتی ، بازرگانی و حتی فرهنگی به مهندسین محول شده است ، درحالیکه در سایر نقاط دنیا اینگونه مسولیتها عموما به مدیران حرفهای که تحصیلات ویژه مدیریت دارند واگذار میگردد . در آمریکا و در طی چند دهه اخیر واگذاری مدیریت ردهبالا به مدیران مالی و حقوقی روندی صعودی داشته است . اما دلایل وجود این نقص در کشور ما چیست ؟ شاید بتوان به طور اجمال در دو بعد ذیل به این دلایل پاسخ داد :
الف - با توجه به وضعیت موجود ایران ، مهندسین بیشترین قابلیت را برای مدیریت کارا و موثر از خود نشان دادهاند که خود معلول عواملی میباشد از قبیل آنکه دانشجویانی که رتبههای بهتری حاصل نمودهاند ترجیح میدهند تا در رشتههای مهندسی تحصیل نمایند ؛ لازم به ذکر است که این پدیده ، خود معلول ساختار نامناسب آموزشی کشورمان میباشد که در نتیجه آن به رشتههای پراهمیتی چون مدیریت ، اقبال کمتری میشود .
ب- در اکثر موارد ، تکنولوژی از خارج کشور خریداری میشود و این موجب میگردد تا نقش واقعی مهندسین کمی تحتتاثیر قرار گیرد . به دلیل محدودیت امکانات ، نیروی مهندسین عمدتا در جهت توسعه و طراحی تکنولوژی مصرف نگردیده است و این موضوع نیز عاملی بوده تا خلاقیت آنان درجهت حل مشکلات و تصمیمگیریهای استراتژیک و عملیاتی و سیاستگذاریهای مدیریتی به کار گرفته شود . اگرچه مهندسین جوان این نوع مسائل را پیشپاافتاده تلقی مینمایند و انتظار دارند تا از تخصص خود در جهت حل مسائل پیچیده زمینه کاری خود استفاده نمایند اما پس از مدتی اهمیت و همچنین پیچیدگی اینگونه تصمیمگیریها را درک مینمایند و با توجه به زمینههای فکری و تجربیات کافی که در زمینه تحلیل مسائل ریاضی دارند ، راهحلهای مناسبی نیز برای این امور پیدا میکنند ، اگر چه روشهای تصمیمگیری و برخورد با این مسائل را نیاموختهاند .
در این رابطه جایگاه مهندسی صنایع با دیگران متفاوت است . در حل مسائل و تصمیمگیریهای یک کارخانه ، مهندسین صنایع نهتنها آموزشهای مناسب دیدهاند ، بلکه با مفاهیم برنامهریزی و بهینهسازی سیستمها نیز آشنایی کامل دارند لذا روشهای برخورد با آنها را تا حد زیادی میدانند ، درحالیکه سایر مهندسین تنها از اطلاعات عمومی و روشهای کلی تجزیهوتحلیل استفاده مینمایند .
از سوی دیگر ، با تغییر حرکت اقتصادی کشور در جهت اقتصاد غیرمتمرکز آزاد ، نقش مهندسین صنایع بسیار حساستر گردید . پیش از آن ، با توجه به قیمت ارز و یارانه سنگینی که دولت در اختیار کارخانجات مینهاد و همچنین کمبود کالا و عدم وجود رقابت ، مساله کارایی و کیفیت نمیتوانست مطرح باشد و لذا مهمترین عامل موفقیت یک کارخانه بستگی به سهمیه ارزی داشت که از دولت دریافت مینمود . با تغییر شرایط اقتصادی و حذف یا کاهش یارانه ، مشکلات جدید صنایع جلوهگر شدند . بسیاری از صنایع قادر نیستند محصولات خود را به فروش برسانند و برخی حتی از ادامه حیات خود اطمینان ندارند . تقریبا تمامی صنایع راه نجات خود را در بازسازی ماشینآلات و تجهیزات میدانند و این درحالیست که امکان چنین سرمایهگذاری سنگینی در همه موارد وجود ندارد و از سوی دیگر نیز ضریب بهره دستگاههای موجود پایین است . اگرچه خرید برخی ماشینآلات برای واحدها ضروریست اما هدف مسلم صنایع ما بایستی افزایش کارایی و بالابردن بهرهوری امکانات موجود باشد و بیشک محور چنین سیاستی مهندسین صنایع خواهند بود . بدینمنظور لازم است ابتدا با طراحی و ایجاد سیستمهای اطلاعاتی مشکلات را شناسایی نمود و سپس به برنامهریزی در جهت افزایش کارایی و ارتقای کیفیت پرداخت . ورود تکنولوژی خارجی نقطه ضعف نیست به شرط آنکه پس از خرید درمورد روشهای تولید و کارایی آنها در داخل کشور فعال بود و این از وظایف خطیر مهندسی صنایع در ایران میباشد .
سلام 
اینم سومین پست از اصول شناسی مهندسی صنایع:
اساس مهندسی در هر گرایشی با طراحی مبتنی بر اندازهگیری ، محاسبه و تحلیل با استفاده از علوم ریاضی و تجربی شکل میگیرد . بدینسبب حرفه مهندسی دیدی کاملا فنی و ماشینی دارد که موجب محدودیت دیدگاه در ابعاد خاص شده و برخی موضوعات مانند یافتن بهترین روشهای مدیریتی و ارتباطات انسانی در دیدگاه محض مهندسی نادیده گرفته میشوند . گفتهایم که مهندسی صنایع با در برداشتن نگرش سیستماتیک و فراگیر ارتباط تخصصهای مختلف و نهاد مدیریت سازمان را ایجاد نموده و امور برنامهریزی ، سازماندهی ، هدایت و نظارت بر امور اجرایی با هماهنگی بیشتری دنبال میگردد . این نگرش استمرار همان سیر تفکر تیلور و همعصران وی میباشد که با تلاش تکتک آنان مجموعه اصول و نگرشهای مدیریت علمی موجودیت یافت . مدیریت علمی همان نگرش سنتی مهندسی صنایع است . با پیشرفت مدیریت علمی ، مهندسی صنایع با تفکری بر مبنای علوم ریاضی ، فیزیکی ، اجتماعی و اقتصادی در عرصه صنعت و خدمات ظهور کرد که به معنی ایجاد یک تفکر فراگیر و سیستماتیک بود . نگاه مهندسی صنایع به مسائل از زوایا و دیدگاههای مختلف همانند توجه به خروجی و محصول سیستم ، توجه به مشتری و یا نگرش به بهرهوری سازمان قابل طرح و پیگیری میباشد که بر مبنای اصول فکری تقریبا یکسانی دنبال میگردد . حال میخواهیم ببینیم اصول فکری مهندسی صنایع بر چه عواملی استوار است :
1 - خلاقیت
فعالیت اصلی هر مهندس صنایع ارائه طرح برای بهبود سیستمهای جاری و یا طرحی جدید میباشد که این نیازمند خلاقیت و نوعآوری جهت حصول به طرحهای نو و بدیع میباشد . برخورداری از خلاقیت و ابتکار این امکان را به مهندسین صنایع میدهد که به تعمیق دانش خود پرداخته و فرصتی فراهم میشود تا ایدههای جدید و خلاق مطرح گردند.
2 - تفکر فراگیر
نگرش سیستماتیک و فراگیر برجستهترین خصوصیت مهندسی صنایع است و اطلاق مهندسی صنایع و سیستمها به این رشته بی ارتباط با این نگرش نیست . نگرش فراگیر موجب میشود مسائل از کل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسی دقیق قرار گرفته و مدل کاملی از سیستمهای مورد نظر تهیه و مسائل مورد نظر آن به بهترین شکل طرح و بررسی گردد.
3 - رهبری گروه
هر سیستم طرحریزی شده اگر بدرستی اجرا نشود منتج به نتیجه نخواهد گردید و بنابراین حسن اجرای سیستم طراحی شده یک ضرورت مهم تلقی میشود . آشنایی با کلیت سیستم مورد نظر و نقش اجزا در کارکرد صحیح آن این امکان را فراهم میآورد تا هدایت و رهبری گروه کاری مجری سیستم با انگیزه بیشتری دنبال گردد ؛ در واقع علاوه بر طراحی سیستم ، مهندسی صنایع سیستمهای پیادهسازی و اجرا را نیز پیریزی نموده و نقش رهبری گروههای کاری را موثرتر دنبال مینماید .
4 - مدیریت زمان
انجام کار بدون توجه به ظرف زمانی و تحویل به موقع خروجی مورد نظر سیستم ، ارزش زیادی نمیتواند داشته باشد . امروزه اهمیت زمان و فرصتهای آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادی برای همگان مبرهن و بدیهیست . در این خصوص مهندسی صنایع با درک موضوع ، تکنیکهایی را بکار میگیرد که عامل زمان اجرای اجزای کاری را در تمامی فرایندها مورد توجه قرار میدهد .
5 - ارتقا بهرهوری و بهبود مستمر
اعتقاد به ارتقا بهرهوری و بهبود مستمر یک اصل با ارزش در مهندسی صنایع بهشمار میآید . اکتفا به وضعیت فعلی جز در جا زدن نتیجه دیگری نخواهد داشت ؛ لذا مهندسی صنایع با پذیرش این مطلب که سطح دانش و مهارتها یک مقوله نسبی است ، سعی در افزایش بهرهوری و بهبود وضعیت کاری نموده و تلاش مینماید امور کاری مداوما اثربخشتر و کاراتر گردند . نگرش بهبود مستمر این امکان را میدهد که هر روز به فکر ارتقایی هر چند جزئی باشیم .
6 - یادگیری
یادگیری فرایندیست که نمیتوان بر آن حد و مرزی تعیین نمود . مهندسی صنایع به منظور مطالعه و پیگیری مسائل همواره بر این نکته توجه دارد که هر مورد را ، منحصر به فرد بررسی نماید و جهت شناخت آن فرض بر این است که از تصورات ذهنی دوری نموده و سعی بر کشف واقعیتهای حاکم بر اجزا و کل سیستم میباشد . لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهیت فنی امور موجب میگردد تا ذهنیت کنجکاو برای کشف حقایق نهفته در پدیدهها تقویت شود ، مهندسی صنایع با ذهنی بسته و خموده بهسختی میتواند راهحلهای ابتکاری و راهگشا برای مسائل موردنظر ارائه نماید.
... ادامه دارد