"مثلث برمودا"
واژه مثلث برمودا اولین بار در سال 1964 توسط وینسنت گادیس استفاده شد. او در مقالهای با همین نام برای اولین بار از مفقود شدن تعداد زیادی هواپیما و کشتی در مثلث برمودا خبر داد. پیش از او، جورج.اکس.سندز هم در سال 1952 به این اتفاقات عجیب اشاره کرده بود. در سال 1969 جان والاس اسپنسر کتابی با نام برزخ گمشده در مورد مثلث برمودا نوشت و کمی بعد از آن، مثلث شیطان، دیگر نام شناخته شده در جهان به شمار میرفت. اولین بار افسانه برمودا در نوشتههای کریستف کلمب – کاشف نامی - مطرح شده است. از روزی که کلمب به عنوان اولین انسان از دنیای قدیم در این منطقه پا گذاشته است، تاکنون اتفاقات ناگوار و مشکوکی در این منطقه پیش آمده به خصوص در یکصد سال گذشته که با عبور هواپیماها از این منطقه، ترافیک آن سنگینتر هم شده است. در همین دوره تا به حال یک هزار نفر جان خود را در برمودا از دست دادهاند.اما در اینجا مسئلهای که مهمتر از مرگ انسانها مطرح است اینکه؛ این افراد چگونه کشته شدهاند؟
"موقعیت جغرافیایی"
مثلث برمودا در شرق فلوریدای آمریکا در اقیانوس اطلس قرار دارد مثلث، واژه مناسبی برای این منطقه نیست چون در واقع این منطقه یک بیضی (یا شاید دایرهای بزرگ) است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. گفته میشود طول جغرافیایی کرانه غربی برمودا 80 درجه است و روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی در آن روی هم منطبق هستند، قرار دارد. در این نقطه هیچ انحرافی در عقربه قطبنما محاسبه نمیشود اما نظر دیگری در این مورد وجود دارد که میگوید کرانه غربی برمودا 6 درجه با مرکز تلاقی شمال حقیقی و مغناطیسی اختلاف درجه دارد. به هر حال ابهامات در مورد این مثلث شیطانی بسیار زیاد است.
"مشاهدات و گزارشات از منطقه وحشت"
همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن درحال تردد هستند و افراد زیادی برای بازدید به این منطقه مسافرت میکنند بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق، تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد ثانیا در هیچ منطقه دیگری چنین ناپدید شدنهای بیدلیل، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیرعادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و با چرخش عقربههای قطبنما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مهآلودی، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیرعادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفتهرفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد.
"حقیقت برمودا"
دلایل منطقی و غیرمنطقی زیادی برای توجیه پدیدههای غیرطبیعی مثلث برمودا ارائه شده است که به بعضی از آنها اشاره خواهد شد.
"آب و هوای استوایی"
این منطقه از لحاظ اقلیمی، یکی از بحرانی ترین مناطق اقیانوسی دنیا به شمار میرود. همان طور که گفته شد، ممکن است در عرض چند دقیقه، توفانی عظیم در آن پدید بیاید؛ توفانی که میتواند هر هواپیما یا شناوری را در چند لحظه نابود کند. جالب است بدانید اکثر این توفانها حتی توسط ماهوارهها هم شناسایی نمیشوند.
"دریانوردان آماتور"
طبق آمارها از این منطقه بیش از هر جای دیگری درخواست کمک میشود (حدود ی هزار مورد در سال یا به عبارتی بیش از یی مورد در روز). اکثر این درخواستها از سوی ملوانان آماتور و غیرحرفهای است که با داشتن ذهنیت منفی از برمودا، هر پدیدهای را در این منطقه، پدیدهای ماورای زمینی میدانند.
"زلزلههای زیرزمینی"
هرچند تا به حال هیچ پدیده زمینی در این منطقه رسما ثبت و گزارش نشده است، دانشمندان زلزلههای زیادی را در کف اقیانوس در منطقه مثلث برمودا کشف کردهاند. این زلزلهها میتوانند در مناطق کم عمقتر باعث پدیدههای مخربی همچون سونامی شرق آسیا شوند.
"جریان آب خلیج"
این جریان اقیانوسی بسیار پرقدرت است و حتی گزارش شده که سرعت آن در برخی مناطق به پنج مایل بر ساعت هم میرسد.
این جریان برای اینکه قایقها را چندصد مایل به این طرف و آن طرف بکشاند، کافیست؛ خصوصا اگر خدمه کشتی برای مقابله با این جریان آمادگی قبلی نداشته باشند. این جریان در ترکیب با مغناطیس غیرمعمولی منطقه میتواند باعث هر پدیده پیشبینی نشدهای باشد.
"تئوری حبابهای گازی"
نظریه حبابهای گازی نظریهای عجیب، اما منطقی به نظر میرسد که از سوی برخی دانشمندان مطرح میشود. این دسته از دانشمندان بر وجود میزان بسیار زیادی هیدرات گازی در این منطقه اعتقاد دارند که این گازها باعث ایجاد چگالی زیادی در آب میشود و همین امر میتواند باعث بروز پیامدهای ناگواری شود.
علاوه بر این نظریههای علمی، نظریات غیرمعقول و ماورایی زیادی هم در مورد اتفاقات برمودا ارائه شده است که بیشتر از سوی انسانهای خرافاتی عنوان و پذیرفته میشوند.
برخی معتقدند موجوداتی فرا زمینی این منطقه را برای انتخاب نمونههای آزمایشگاهی خود که انسانها باشند، انتخاب کردهاند و هرچند وقت یک بار یک یا چند نمونه را با خود به فضای ماورای زمین میبرند. با این حال حتی همین انسانها هیچ گزارشی از دیده شدن بشقاب پرندهها منتشر نکردهاند.
برخی دیگر میگویند مثلث برمودا محلی است که شهر گمشده آتلانتیس در آن قرار دارد، البته این نظریه هم در حد همان موجودات فضایی است و نمیتوان آن را باورپذیر دانست. در این مورد نظریات دیگری هم وجود دارد که همگی از نظر علمی غیرقابل توضیح هستند.
به هر حال تا روزی که علم انسان دانش محور، اسرار این مثلث شیطانی را حل نکند، ایدههای غیرعلمی ادامه خواهد داشت.
باتشکر از من عزیز (البته هم این پست و هم قبلی حاصل تلاشهای ایشان میباشد)
خودمم چندین هزار تا مطلب در مورد عجایب و جن و روح و ... دارم که بعدا تایپشون میکنم و تو بهترین حرفا میزنم تا شما هم از دید من به اطرافتون نگاه کنین
قاطعیت چیست و چگونه آن را در خود تقویت کنیم؟
قاطعیت یکی از مهارتهای انسانی است که هر مدیری باید از آن بهره مند باشد. البته قاطعیت را نباید با پرخاشگری و ترساندن دیگران از خود اشتباه گرفت.
تعریف قاطعیت،
مراحل اعمال قاطعیت،
کارکردهای قاطعیت،
حقوق انسانی و قاطعیت،
و زمان قاطعیت
مباحث این مقاله را تشکیل می دهند
کلیدواژه : قاطعیت ؛ ارتباطات اجتماعی ؛ حقوق فردی ؛ حقوق انسانی ؛ مدیریت قاطعیت
1-مقدمه
قاطعیت یکى از جنبه هاى قابل اصلاح ارتباط میان افراد است. این مهارت مى تواند افراد را در برخورد با همکاران بالادست و زیردست بسیار یارى دهد. به اعتقاد لازاروس قاطعیت داراى چهار مؤلفه است:
1.رد تقاضا
2.جلب محبت دیگران و مطرح کردن درخواست هاى خود
3.ابراز احساسات مثبت و منفى
4.شروع، ادامه و خاتمه گفت وگوها
2-تعریف قاطعیت
به اعتقاد کیت دیویس قاطعیت فرایند بیان احساسات، درخواست تغییرات، دادن و دریافت کردن بازخور صادقانه است . لنج و جاکوبسکى معتقدند قاطعیت عبارت است از گرفتن حق خود و ابراز افکار، احساسات و اعتقادات خویش به نحوى مناسب، مستقیم و صادقانه به صورتى که حقوق دیگران زیرپا گذاشته نشود .قاطعیت با درک و پذیرش اینکه هر فردى حق انتخاب و کنترل زندگى خود را دارد آغاز مى شود. قاطعیت به معناى بهره کشى از دیگران نیست، بلکه به معناى محافظت از خود و منابع خود است .هر تعریفى که از قاطعیت موردقبول قرارگیرد باید در آن بر رعایت و احترام به حقوق خود و دیگران تأکید و میان گرفتن حقوق خود و پایمال کردن حقوق دیگران تمایز قایل شد.
3-مراحل اعمال قاطعیت
براى نشان دادن قاطعیت در یک وضع خاص لازم است پنج مرحله طى شود. هنگام روبرو شدن با یک وضع تحمل نکردنى
1.آن وضع را بطور عینى توصیف مى کنند
2.واکنش عاطفى نشان مى دهند
3.با وضع دیگران همدلى مى کنند
4.سپس آنها بدیل هایى براى حل مسأله ارائه مى کنند
پیامدهاى (مثبت و منفى) که ایجاد خواهد شد را بازگو مى کنند البته طى کردن این پنج مرحله ممکن است در تمام شرایط لازم نباشد. از این پنج مرحله گاهى تنها توصیف وضع موجود و ارائه راه حل ضرورت دارد. بکارگیرى دیگر مراحل این فرایند به اهمیت مشکل و روابط بین افراد بستگى دارد.
4-کارکردهای قاطعیت
مهارت قاطعیت به فراخور موقعیت چند هدف را برآورده مى سازد. به طور کلى استفاده ماهرانه از قاطعیت به فرد کمک مى کند که :
•جلو پایمال شدن حقوق خود را بگیرد.
•تقاضاهاى نامعقول دیگران را رد کند.
•بتواند از دیگران درخواست هاى معقولى داشته باشد.
• با مخالفت هاى نامعقول دیگران، برخورد درست و مؤثرى بکند.
•حقوق دیگران را به رسمیت بشناسد.
•رفتار دیگران را در برابر خود تغییردهد.
•از رفتارهاى پرخاشگرانه غیرضرورى خوددارى کند.
•در هر موردى موضع خود را با اعتمادبه نفس و آزادانه مطرح سازد
5-حقوق انسانى و قاطعیت
در بحث قاطعیت اعتقاد بر آن است که هر فردى داراى حقوق انسانى است که باید مورد احترام باشد. برخى از این حقوق به ترتیب زیر است:
1.حق بیان اندیشه ها و دیدگاه ها، اگرچه با عقاید دیگران مغایر باشد
2.حق ابراز احساسات و پذیرش مسئولیت ابراز آنها
3.حق تغییر عقیده و عذرخواهى نکردن در این باره
4.حق اشتباه کردن و داشتن مسئولیت در قبال آن
5.حق «نه» گفتن
6.حق دادن پاسخ مثبت به دیگران
7.حق گفتن «نمى دانید»
8.حق گفتن «متوجه نمى شوند»
9.حق تقاضا کردن آنچه که مى خواهید
10. حق مورداحترام بودن و به دیگران احترام گذاشتن
11. حق استدلال کردن
12.حق شنیده شدن سخنانتان و جدى تلقى کردن آن از سوى دیگران
6- زمان قاطعیت
نداشتن قاطعیت، دست کم در سه موقعیت بهتر از قاطعیت است
1.وقتى احساس کنید طرف مقابل در مخمصه افتاده است. به طور مثال وقتى در رستوران شلوغى هستید و مى دانید که پیشخدمت این رستوران تازه کار است، مى توانید برخى از ضعف هاى او را نادیده بگیرید (او به کسى که بعد از شما آمده زودتر رسیدگى مى کند). در این حالت نباید قاطعیت نشان داد، زیرا او قصد پایمال کردن حق شما را نداشته است. نشان دادن قاطعیت، استرس او را بى مورد مى افزاید. در این حالت ممکن است به مشکلاتى که میان شما و او وجود دارد به طور موقت بى اعتنایى کنید.
2.هنگام تعامل با شخص بسیار حساس، هرگاه احساس مى کنید قاطعیت شما موجب گریه کردن یا حمله شخص به شما مى شود، بهتر است قاطعیت نشان ندهید، بویژه اگر این «اولین و آخرین برخورد» شما با وى باشد.
3.هنگامى که متوجه اشتباه خود شده اید. براى مثال پس از ارتکاب به تخلفات رانندگى، بهتر است در برابر مأمور پلیس قاطعیت نشان ندهید. در این وضع معذرت خواهى بهترین راه حل است. به جاى اینکه درصدد اصلاح یا توجیه عمل خود برآیید با کمال خونسردى به اشتباه خود اعتراف کنید. باید درنظر داشت که همیشه نداشتن قاطعیت مناسب نیست. به طور معمول نداشتن قاطعیت مستمر، ناگهان به پرخاشگرى مبدل مى شود و فرد احساس مى کند دیگر طاقت ندارد مورد سوءاستفاده قرارگیرد و دیگران او را نادیده بگیرند. بنابراین، بهتر است از همان ابتداى تعامل اجتماعى قاطعیت نشان دهید.
هنگامى که با افراد سلطه جو و اصلاح نشدنى مواجه هستید. گاهى با افرادى مواجه هستید که کنار آمدن با آنها دشوار است. کم ترین مقدار قاطعیت در برابر این اشخاص در هر زمان و مکان، واکنش هاى منفى آنان را درپى دارد. برخى از افراد به قدرى رفتارشان ناخوشایند است که ارزش برخورد کردن با آنها وجود ندارد و گاه سودى که عاید مى شود در مقایسه با ارزش ناراحتى که از آن ناشى مى شود، بسیار کمتر است
7-نتیجه گیرى
قاطعیت موهبتى مرموز و عجیب نیست، که برخى از آن برخوردار و برخى از آن بى بهره باشند، بلکه مجموعه اى از مهارت هاست که هر کسى از راه تمرین مى تواند به آن دست یابد. مهیج ترین جنبه قاطعیت آن است که پس از کسب این مهارت، ناگهان متوجه مى شوید مى توانید بدون هرگونه احساس گناهى «نه» بگویید. خواسته هاى خود را به طور مستقیم مطرح کنید، و راحت تر با دیگران ارتباط برقرار سازید. از همه مهم تر آنکه اعتماد به نفس را به شدت بالا مى برد. قاطعیت با افزایش برابرى در روابط میان افراد، این امکان را براى فرد فراهم مى کند با رعایت منافع خود روى پاى خویش بایستد و بدون اضطراب و تشویش بى مورد به راحتى احساسات صادقانه خود را ابراز کند و حق و حقوق شخصى خود را بدون انکار حق دیگران مطالبه کند. پرخاشگرى و قاطعیت مفاهیمى هستند که اغلب با هم اشتباه گرفته مى شوند. اما قاطعیت نه تنها به معناى پایمال کردن حقوق دیگران نیست، بلکه حقوق همه افراد محترم شناخته مى شود. قاطعیت وسیله اى ارزشمند براى رسیدن به اعتماد به نفس و کنترل خویش است.
با تشکر از مهندسی که مطلبی به این پر محتوایی را برایمان نوشتند ولی نامشان را نه!!! (دستشان درد نکند)
درس هایی از مدیران بزرگ
پنج درس از جان چمبرز(مدیر عامل سیسکو) درباره مدیریت ارشد
1. مشتری را در کانون فرهنگ سازمانی خود جای دهید . درآمد کارکنان سیسکو رابطه مستقیم با میزان خشنودی مشتری دارد.
2. به یکایک کارکنان اختیار دهید . بهره وری بالا می رود و ماندگاری افراد بهتر می شود .
3. با تحول ، شکوفا شوید .
4. کار تیمی نیاز به ارتباط دو جانبه و اعتماد متقابل دارد.
5. مشارکت نیرومند بسازید . تاکید رهبری سازمانی در این دهه ، بر گسترش درونی تملک های موثر ، و ایجاد نوعی همزیستی بنگاه ها در چارچوب مشارکت در یک مدل افقی است .
· پنج درس از جرگن شرمپ ( مدیر عامل دیملر کرایسلر) درباره مدیریت ادغام های بسیار کلان
1. مواظب باشید خطرات تساهل بیش از حد باشید .
2. از همان اول کار، موضوعات ناخوشآیند را یه میان آورید .
3.بسیار بهتر است سریع کارکنید ، وگه گاه مرتکب اشتباهی هم بشوید ، تا این که لخت باشید .
4. وقتی هوای تغییر از سر افراد بیفتد ، خیلی بیش تر در برابر آن ایستادگی می کنند ، تا هنگامی که انتظارش را دارند.
5. روراست باشید ، چون می دانید چه چیزی روح کارکنان را تازه می کند ؟ صداقت. جداً می گویم . منظورم این است که هیچ کس در این دنیا انتظار صداقت ندارد.
· پنج درس از سانفورد ویل ( کی از دو مدیر عامل سیتی گروپ ) درباره پیروزی ادغام
1. در ادغام ، بیش از حالت عادی ، در تصمیم گیری شتاب کنید. این موجب می شود افراد خوب را از دست ندهید و در عین حال ، همگان پیام شما را دریافت کنند.
2. طرف مقابل و افراد آن را محترم دارید . با افراد صحبت کنید ، در دسترس باشید ، به پرسش های آنان پاسخ دهید . اگر افراد به این باور برسند که کار شما در جهت خلق یک سازمان کارامدتر با رشد سریع تر است ، گمان می کنم خیلی بیش تر مایل باشند خود را برای تغییرات آینده آماده کنند.
3. از اختیار خرید سهام و امتیازهای مشابه برای تشویق کارکنان به مالکیت کمک گیرید تا همه خود را جزیی از سازمان جدید به شمار آورند.
4. وقتی می خواهید درباره افراد تصمیم بگیرید با آن ها روراست باشید . بسیار مهم است که صداقت به خرج دهید و از همان اول کار ، تصمیم خود را اعلام کنید .
5. همسران را وارد موضوع کنید... این کار ، نوعی احساس خانوادگی پدید می آورد ... هر چه آن ها درباره استراتژی شما ، و درباره این که شرکت چه می خواهد بکند و دنبال چه هدفی است بیش تر بدانند ، به گمان من پشتیبانی بیش تری از کل خانواده به دست می آید.
· پنج درس از تینا براون( مدیر و سردبیر مجله (Talk درباره بازاریابی
1. به ذوق خود اعتماد کنید . من به همه گوش می دهم ... اما معمولاً به خود بر می گردم ، و می کوشم با فکر اولم ارتباط برقرار کنم .
2. هویت دیداری نیرومند داشته باشید ... کنار هم گذاشتن خرده ریز این و آن ، دردی دوا نمی کند.
3. مهمانی بدهید . در آغاز نشر یک مجله جدید ، هرچه کار بشود کم است . دنیا بزرگ است . باید با آدم های زیادی ارتباط برقرار کنید .
4. در هزینه کردن و در بسته بندی کالا متفاوت باشید . ظرفیت های جدید پیدا کنید . اگر سرمایه ندارید باید مایه داشته باشید .
5. از ظرفیت های موجود خود به شیوه متفاوت بهره گیرید . مثلاً از نویسنده ها ... راهش این است که ببینید چه چیزی آن ها را سر ذوق می آورد ... چنان برخورد کنید که حس کنند می توانند درباره مطلب بنویسند که تا حالا نمی توانسته اند.
· پنج درس از کوین رابرتس ( مدیر عامل ساعتچی اند ساعتچی) درباره تبلیغ در شبکه جهانی
1. یادتان باشد هیچ رسانه ای جانشین دیگری نشده . صحبت یا این یا آن نیست . روزنامه و رادیو با آمدن تلویزیون از میدان به در نشدند ، تلویزیون هم با آمدن اینترنت به در نخواهد شد .
2. بنگاه های بزرگ حرف از ایجاد رابطه می زنند ، نه فقط انتقال اطلاعات ، تبلیغ در اینترنت باید افسونگر و احساس برانگیز باشد .
3. بنگاه های تبلیغات اینترنتی و بنگاه های سنتی باید به کاری بپردازد که در آن خبره اند . آن ها باید تا مرحله نامزدی جلو بروند؛ اما ازدواج نکنند.
4. از بچه هایی که به دات کام ها پناهنده شدند با آغوش باز استقبال کنید . آن ها زخمی ، اما هوشیارتربر می گردند.
5. این قدر دنبال فناوری نباشید ، شیفته اندیشه باشید . حرف الف نماینده الکترونیک نیست ، نماینده احساس است.
· پنج درس از مایکل دل(مدیر عامل دل کامپیوتر) در ترقی صنعت خودرو
1. برای کاهش هزینه ارتباطات میان قطعه آوران ، تولید کنندگان ، و نمایندگی های فروش ، از اینترنت کمک بگیرید.
2. عملیات فرعی را به بنگاه های دیگر واگذار کنید .
3. تحول را شتاب دهید ، کارکنان را آماده پذیرش تغیر کنید.
4. دادوستد از راه اینترنت را آزمایش کنید . ببینید هر گاه مشتریان ، از راه هایی که تا کنون سابقه نداشته اطلاعات مورد نیازشان را به دست آورند ، چه پیش می آید.
5. با کاهش دادن موجودی و دارایی های دیگر ، ببینید چه سرمایه ای آزاد می شود ، توجه کنید که با آن چه می توان کرد.
· پنج درس از جف بزوس( بنیانگذار و مدیر عامل بنگاه آمازون دات کام) درباره مدیریت زمان در جهان پرهیاهو
1. سه شنبه ها و پنچ شنبه ها جلسه نگذارید . فقط به کارهای خودتان برسید .
2. روزمره گی را بشکنید . به مغازه ها سر بزنید . پایگاه اینترنتی خود را وارسی کنید . از روی داده های ناگهانی پند بگیرید .
3. تند کار کنید ، کژی ها را بعداً پیرایش نمایید . تنها لغزش مرگبار در اینترنت ، کند بودن است .
4. برای آگاهی از خواسته های مشتریان ، از رایانامه زیاد بهره بگیرید .
5. برای سپاس از دیگران وقت بگذارید . این ، هیچ گاه فوری ترین کار شما نیست ، اما در درازمدت ممکن است خیلی مهم باشد.
· پنج درس از تام فرستون ( مدیر عامل MTV Network ) درباره شکار جوانان گریزپا
1. بازار پژوهی کلید کار است . آن چه در توان دارید انجام دهید .
2. دنبال نسلی که بزرگ شده راه نیفتید . پیش باز آیندگان بروید.
3. کارکنان جوان پرورش دهید که از جان و دل به کار علاقمند باشند .
4. محیط کار را با نشاط کنید ، تا راه ایده ها از پایین به بالا باز شود.
5. خواست جوانان آمریکایی و آلمانی و چینی ، متفاوت است . به سلیقه های محلی بپردازید
.
· پنج درس از امیلی وودز( مدیر عامل J. CREW ) برای دوام در بازار شلوغ
1. مشکل مشتری را حل کنید : ما اولین کسی بودیم که لباس شنای دو تکه را از نظر اندازه جداگانه به فروش گذاشتیم . من خودم هنگام بلوغ همیشه با این مشکل روبه رو بودم.
2. از پیروزی یک کالا عنان از کف ندهید ، باعث سرگردانی می شود . حتماً دوست ندارید بعد از یک سال با انبوهی از پوشاک یک رنگ ، دست به گریبان باشید .
3. از پوشاک کلاسیک رو نگردانید - آن ها را از نو اختراع کنید . برای نمونه ، ما سال هاست پالتو ضخیم و بلند را با پارچه ها و رنگ های جدید عرضه می کنیم .
4. با افراد معتمد کار کنید . حجم کار وقتی از اندازه معینی گذشت دیگر نمی توان پای هر برگی را شخصاً امضا کرد.
5. به روز باشید . مطالب به دردخور بخوانید ، فیلم به دردخور ببینید، به موسیقی به دردخور گوش دهید ، وبا جوان ترها دم خور باشید
موهندیس من‘نئن اللرئ آغریماسین کئ بو یازئنئ بئزئم بلاگا گوئندریبلر